بعدها خواهی فهمید
بجنگ تا ...
-82-/زندگی/
به نام خداباسلامهمه حرف هایی که اینجا نوشته شده را می توان نا دیده گرفت و پاک کرد و دوباره نوشت اما این پست باید برای همیشه ثبت بشود. هر چه فکر میکنم که چگونه و با چه واژه هایی حس و حالم را بیان کنم به بن بست واژه ها برمیخورم. از شب هایی ک مدام با گریه و زاری صبح شده اند بگویم یا از ارزوهای نرسیده و یا از اصول عوض شده و یا از غرور شکسته شده و یا از حس شرمندگی و یا اینکه از حسرت نداشتنت بنویسم.یاد گرفته ام که بشنوم و حرفی نزنم اما بخدا
برچسب:
نویسنده: غزل شاکری
تاريخ: شنبه
21 شهريور
1405 ساعت: 19:25